تبليغاتX
اشكهاي بي گناه

اشكهاي بي گناه

در اين سرزمين بي همنفس اشكهاي بيگناه مرا كس نديد!

فصل حقیقی عشق لحضه ایست که در یابیم

که تنها ماییم که عاشقیم

و کس دیگری چون ما عاشق نبوده است

وهیچکس دیگری نیز چون ما عاشق نخواهد بود

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت13:47توسط غزل | |

ای اندیشه ی رها شده از یک حس پاییزی!

من باران صورتی صدایت را دوست دارم!

مرا ببین پشت پرچین نگاهت هستم!

من به نشانه های باد تکیه داده ام!

مرا ارام بخوان!

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت13:42توسط غزل | |

چه مغرورانه اشک ریختم /چه مغرورانه سکوت کردم

چه مغرورانه التماس کردم/چه مغرورانه از هم گریختم

چه مغرورانه از تو دور شدم

چه مغرورانه تورو از دست دادم

 

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت17:18توسط غزل | |

یه خط یادگاری رو دیوار نوشتم

                           دل و جا گذاشتم بریدم گذشتم

 

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت16:21توسط غزل | |

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه میزنه

همه غصه های دنیا توی سینه ی منه

توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام

دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام

پشت این پنجره می شینم و اواز میخونم

منتظر واسه رسیدنت تو بارون میمونم

زیر بارون انتظارت رنگ تازه ای داره

منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره

بعضی وقتا که میای سر روی شونم میذاری

تموم غصه هارو از دل من بر می داری

اما این فقط یه خواب خواب پشت پنجره

وقت بیداری بازم غم می شینه تو هنجره

غم می شینه تو هنجره...

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت15:51توسط غزل | |

چشمای منتظر به پیچ جاده

دلهره های دل پاک و ساده

پنجره ی باز و غروب پاییز

نم نم بارون تو خیابون خیس

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروب

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

تو ذهن کوچه های اشنایی

پر شده از پاییز تن طلایی

تو نیستی و وجودم و گرفته

شاخه ی خشک پیچک تنهایی

یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه

سهم من از با تو بودن غم تلخ غروب

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده

 

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت12:47توسط غزل | |

کی اشکام و پاک میکنه شبا که غصه دارم

دست رو موهام کی میکشه وقتی تورو ندارم

شونه ی کی مرهم هق هقم میشه دوباره

از کی بهونه بگیرم شبای بی ستاره

 

+نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت21:40توسط غزل | |